ارغوانارغوان، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

شادی خونه ما

سالروز اولين حس کردن هاي تو

1392/1/15 13:32
150 بازدید
اشتراک گذاری

پارسال درست همين روز يعني سيزده فروردين براي اولين بار احساست کردم. 

يادش بخير. جلوي بستني فروشي جنت آباد.

 تو ماشین منتظر بودم تا بابایی بستنی بخره که یهو قشنگترین حس دنیا اومد سراغم. همون بال زدن های آروم پروانه یا  حس خوب ترکیدن حباب ها.

احساسی که مطمئنم تمام مادرای دنیا وقتی واسه اولین بار حسش کردن باور نکردن یا نخواستن باور کنند.

منم واسه اولین بار انکارش کردم با اینکه لبریز از زیباترین حس دنیا شده بودم و لحظه ای که مدت ها انتظارش رو می کشیدم منو در بر گرفته بود.

اما به هر حال چه باورش می کردم و چه نمی کردم اون حباب ترکیدن ها خیلی زودی تبدیل شدند به لگد های گاه گاهی و بعد به لگد های طولانی. ماه آخرم شکمم رو به این ور و اون ور می بردی که گاهی از حرکت های زیادت بابایی می ترسید و من

همیشه ذوق زده می شدم حتی اگر شب ها نمی تونستم از تکون های زیادت بخوابم. در بر داشتن تو، تو اون روزها، شیرین ترین لحظات عمرم رو رقم زد، لحظه هایی که حاضرم هزار بار دیگه تجربه اش کنم.

شیرین ترین تجربه عمرم عاشقانه دوستت دارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)